|
 |
|
ماجراي انبار زغال
سنگ (کوسه های دریای سرخ) را مي توان
مروري بر شخصيت هاي داستان هاي قبلي دانست.در
اين كتاب,
كاستافيوره,اليور
دافيگور,آلن,راستاپوپولوس,آلكازار, باب
الحر,بن خالش اذاب,مولر,عبدالله و...مجددا
مشاهده مي شوند.ضمن اينكه در اين كتاب شخصيت
هايي نيز ظهور مي كنند كه در داستان هاي بعدي
باز مي گردند كساني همچون اسكات كه در ماجراي
پرواز شماره 714 نيز ديده مي شود.داستان اين
كتاب پيرامون تجارت برده توسط ميليونري به نام
دي گورگونزلا است.فردي كه به طور مخفيانه
اسلحه هاي لازم براي سر نگوني حكومت در خمد را
براي باب الحر تهيه مي كرد.در نهايت تن تن
موفق به برملا نمودن تجارت برده مي شود اما
راستاپوپولوس باز هم از چنگ قانون فرار مي
كند... اين كتاب براي اولين بار در 1958 منتشر
شد. |
|
 |
|
تن تن و كاپيتان هادوك كه براي تفريح در كوه
هاي آلپ به سر مي برند,به طور اتفاقي در
روزنامه خبر سقوط يك هواپيما در كوهستان هاي
پربرف تبت را مي خوانند اين در حالي است كه تن
تن در خواب دوست خود چانگ را ديده بود كه از
وي تقاضاي كمك مي نمود.با وجود اينكه نام چانگ
نيزدر ميان قربانيان حادثه ديده مي شد, اما تن
تن براي نجات او عازم تبت مي شود و پس از
اتفاقات و ماجراهاي فراوان موفق به نجات چانگ
مي گردد.در حالي كه در تمام مدتي كه تن تن به
دنبال چانگ مي گشت, يتي غول برفها از او
مراقبت مي نمود...داستان
تن تن در تبت
,درسال 1960 منشر گرديد. |
|
 |
|
در حالي كه كاپيتان هادوك بعد از افتادن از يك
پله شكسته شده در مولينسار, به شدت كفري شده,
كاستافيوره به همراه دستيار و متصدي خود ايرما
و آقاي واگنر پيانيست خصوصي به مولينسار مي
آيند. در اين ميان گروهي از كولي ها نيز به
دعوت كاپيتان هادوك به نزديكي قصر مي آيند تا
براي مدتي كوتاه در آنجا اسكان پيدا كنند.زمرد
بزرگ و گرانقيمت كاستافيوره به سرقت مي رود و
افراد زيادي توسط دوپونت ها متهم مي شوند تا
اينكه سرانجام كولي ها و ميمون دست آموزشان
متهم شناخته شده و تحت تعقيب قرار مي گيرند.
سرانجام
پس از مدتي تن تن موفق به كشف راز اين سرقت مي
گردد.او زمرد دزدي شده را به همراه بسياري از
وسايل ديگر در لانه يك زاغ كه در نزديكي قصر
لانه داشته , پيدا مي نمايد...ماجراي
زيبا , خانوادگي و پليسي جواهرات
كاستافيوره در سال 1963 چاپ گرديد |
|
 |
|
تن تن , كاپيتان هادوك و پروفسور
تورنسل كه براي شركت در يك كنفراس فضا
نوردي عازم سيدني هستند, به طور
اتفاقي با اسكات , كه خلبان شخصي
لازلو كاريداس ميليونر معروف مي
باشد,ملاقات مي كنند.بعداز يك سري
اتفاقات تن تن و سايرين به دعوت
كاريداس با هواپيماي شخصي او عازم
سيدني مب گردند. در هنگام
پرواز, گروهي
به رهبري راستاپوپولوس,هواپيماي او را
تحت كنترل درآورده ودر جزيره اي غير
مسكوني فرود مي آيند. هدف اين دزدان
گرفتن شماره
حساب بانكي كاريداس از او مي باشد. تن
تن وسايرين موفق به فرار از دست
نگهبانان مي گردند. تا اينكه سر انجام
به كمك موجودات ناشناخته فضايي و رابط
آنها در زمين, از دست سارقان رهايي مي
يابند.در نهايت تن تن و همراهانش كه
كليه اتفاقات روي داده را از خاطر
برده اند,با تاخير عازم سيدني مي
گردند.
داستان پرواز شماره 714 در
1968 انتشار يافت. |
|
|
 |
|
كاستافيوره ،
دستيارانش و دوپونت ها در حالي كه براي اجراي يك
برنامه عازم سان تئودور شده بودند توسط دولت كودتايي
اين كشور كه به تازگي آلكازار را سرنگون ساخته اند
دستگير شده و به همكاري با آلكازار متهم مي
گردند.كاپيتان هادوك و پروفسور تورنسل براي انجام
مذاكراتي با تاپيوكا عازم سان تئودور مي شوند بدون
اطلاع از اينكه دامي خطرناك برايشان پهن شده است . تن
تن در ميانه راه به آنها ملحق مي شود و سرانجام با
ملحق شدن به آلكازار و كمك به او در به دست گرفتن
دوباره قدرت، موفق به آزادي كاستافيوره و سايرين مي
شوند. داستان تن تن و پيكاروها در 1976 منشر
گشت. اين كتاب هم از نظر داستان و هم از نظر سبك نقاشي
ها ورنگ آميزي با ساير داستان هاي تن تن تفاوت هاي
محسوسي دارد. |
 |
|
كاپيتان هادوك به پيشنهاد كاستافيوره يكي از
آثار هنري نمايشگاه هنر الفبا را خريداري مي
كند. چندي بعد صاحب آن نمايشگاه به طرز مرموزي
به قتل مي رسد. تن تن بعد از تحقيقات اوليه
متوجه مي شود كه اعضاي يك گروه مذهبي كه
كاستافيوره به تازگي در آن عضو شده است، در
اين ماجرا دست دارند. او مثل هميشه با كنجكاوي
فراوان پيگير ماجرا مي گردد تا اينكه توسط
افراد نا شناسي دستگير مي گردد...ادامه
داستان براي ما نيز مشخص نيست. هرژه سال ها
بعد از تن تن و پكاروها،
شروع به ساخت سناريو و طرح هاي اوليه كتاب
هنر الفبا نمود.اما ساخت اين كتاب در اثر
فوت وي نا تمام ماند.هرچند وي قبل از مرگ
اعلام نموده بود كه علاقه اي به ادامه كارش
توسط افراد ديگر ندارد،اما افرادی اقدام
به ساخت نسخه كامل اين كتاب نمودند كه هيچكدام
با موفقيت خاصي روبه رو نشد. |
|
 |
|
|
|